جمعه 22 شهریور 87 , ساعت 11:47 عصر
بسم الله الرحمن الرحیم
یاد بخیر روز اولی که رسیدیم مدینه که مسافت 5 ساعتی را هم طی کرده بودیم خسته بودم اما وای یک حالتی به من دست داد وقتی که به مدینه رسیدیم غروب بود غروبی دلنگیز و زیبا گل دسته های مسجد نبی پیدا بود نگاه من به گنبد و گلدسته افتاد خستگی را فراموش کردم و بعد از غسل و نماز با چند نفر از رفقا بسوی مسجد حرکت کردیم دیدن صحن وسرای حرم پیامبر (ص) و نفس کشیدن در جای که اهل البیت و ائمه معصومین درون نفس کشیدند چه حالی داره غم وغصه ها از یاد میببره بعد از زیارت فبر پیامبر (ص) قرآن و نماز خوندم چه عاشقانه یادتش بخیر
نوشته شده توسط حسن محسن نیا | نظرات دیگران [ نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
